محمد بن سلامة القضاعي ( شارح : مجهول )

45

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى )

و عيالش « 1 » خوار نگردند و تواند كه با مردم مروّت كند چون بقيامت آيد رويش چون ماه شب چهارده باشد ، و هر كه طلب دنيا كند تا بدان تفاخر كند و بار نامه « 2 » و كبر نمايد ، چون بقيامت آيد رويش تاريك و سياه بود و خداى تعالى بر وى بخشم آيد . و مصطفى عليه السّلام گويد كه : هر كه زبان بسؤال بگشايد و در چيز مردم طمع كند خداى تعالى درويشى را بر وى مسلّط كند ، و هر كه طمع از مال مردم ببرد و بكسب مشغول شود خداى تعالى ويرا از درويشى نگاه دارد و از مال مردم بىنياز گردد « 3 » . 107 - اعظم النّساء بركة أقلّهنّ مؤنة . ( 1 ) بزرگترين زنان ببركت زنى باشد كه از خداى تعالى بترسد و عقل را كار فرمايد و پيوسته به حال شوهر نگران بود ، و بثروت و توانگرى همسايگان و خويشان ننگرد و از شوهر چيزى كه ويرا نباشد طلب نكند بعد از آنكه بيند كه وى آنچه ميتواند از رنج و كسب كردن تقصير نميكند و هر زنى كه بخلاف اين بود پيوسته شوهر را و خويشتن را رنجور دارد و بمردم حسد برد و بسبب اين مستحقّ عقاب شود ، و اگر شوهرش فاسق بود نزديك بود كه دزدى كند و راه زند ، و اگر بصلاح بود نزديك آن بود كه ميان ايشان فرقت و جدائى افتد ، و مصطفى عليه السّلام گويد كه : نيكبختى درين دنيا چهار چيز است ؛ اوّل زن موافق و سازگار . دويم همنشين نيك ، سيم فرزند بصلاح ، چهارم روزيش از شهر خويش باشد . 108 - المؤمن أخو المؤمن . ( 2 ) مؤمن آمد برادر مؤمن * دين بود افسر سر مؤمن مؤمن برادر مؤمنست يعنى بايد كه قصدش نكند و بشاديش شاد بود و باندوهش اندوهگين بود . 109 - المؤمن مرآة المؤمن .

--> ( 1 ) در نسخهء ديگر : « و عيالاتش » . ( 2 ) اندكى پيش از برهان قاطع نقل كرديم كه « بارنامه » بمعنى كبر و مباهات و غرور مىآيد و در اينجا نيز همان معنى مراد است . ( 3 ) در نسخهء ديگر : « كند » و اين نسخه موافقتر بأسلوب كلام و سياق عبارت است .